حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2364

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

در اردو به پنجاه درهم « 1 » رسيده بود و نان جوين به قيمت وزن آن از نقره به فروش ميرفت . بنابراين روميها به خوردن ريشه‌هاى درختان و نيز گياه پرداختند و چون سربازان كمى عادت داشتند ، چنين غذائى بخورند ، بيشتر آنان گياه‌هائى ميخوردند ، كه خاصّيّت آن را نميدانستند . در ميان اين گياهها يكى عقل خورنده را ميربود و او را ميكشت . كسانى ، كه از اين علف خوردند ، حافظه را فاقد شدند و جز اينكه سنگى را از جائى به جائى بگردانند ، كارى نميكردند ، مثل اينكه چنين كارى باعلى درجه مهم مىباشد و فقط اين كار شايسته سربازان است . تمام جلگه پوشيده بود از سربازانى ، كه خم گشته سنگ‌ها را از جائى به جائى ميبردند . بالاخره اين اشخاص ، پس از اينكه صفراى زيادى استفراغ كردند ، ناگهان مردند ، شراب دواى اين سم بود و از وقتى كه اين مشروب ناياب گرديد ، مخصوصا اين احوال شديدتر شد . كسانى زياد از اين احوال مردند و وقتى كه آن‌تونيوس ميديد ، كه پارتيها دست از روميها برنميدارند ، فرياد ميكرد : « آخ - عقب‌نشينى ده هزار نفر » . او ميخواست تقديس خود را نسبت بيونانيهائى ، كه در تحت فرماندهى كزنفون ميبايست بيش از روميها راه بپيمايند و با دشمنانى بيشتر مواجه شوند ، تا از بابل بيونان برسند ، اظهار دارد ( همانجا ، بند 49 ) ( در اينجا عبارت پلوتارك تاريك است و بايد آن را روشن سازيم . مقصود او اين نيست ، كه مسافت كونّاكسا ، يعنى محلّ جنگ اردشير دوّم با كوروش كوچك ، از يونان بيش از مسافت آذربايجان از ايطاليا است ، بلكه او ميخواهد بگويد ، كه روميها چون مستملكاتى در آسياى صغير در آنطرف فرات داشتند ، ميتوانستند خودشان را بدانجا يا بارمنستان برسانند و از رنج و تعب برهند ، ولى يونانيها چنين جاهائى نداشتند ، پس راه روميها كوتاه‌تر از راه يونانيها بوده ، ولى او يكچيز را فراموش كرده : يونانيهاى آن روز را قشونى مانند لشكر پارتى تعقيب نميكرد ، ولات ايران مأمور بودند مراقب باشند ، كه آنها از ايران و مستملكات آن خارج شوند ( صفحه 1094

--> ( 1 ) - درهم معادل 95 سانتيم فرنگ طلا .